بسم الله الرحمن الرحیم

 

 " إِلَى اللَّهِ تَدْعُونَ وَ عَلَيْهِ تَدُلُّونَ وَ بِهِ تُؤْمِنُونَ وَ لَهُ تُسَلِّمُونَ وَ بِأَمْرِهِ تَعْمَلُونَ وَ إِلَى سَبِيلِهِ تُرْشِدُونَ وَ بِقَوْلِهِ تَحْكُمُونَ " عرضه میداریم که ای اهل بیت نبوت شماییدکه حقیقتاً بسوی خدامی خوانیدوراهنمایی بشررابسوی خداداریدوبه ایمان الهی منوریدوتماماً تسلیم اویید،آنچه که می کنیدبه امرخداست وبه راه پروردگاربشریت را دعوت می کنیدوبه قول وعلم الهی به بشریت فرمان میدهید.

این فرازعلت فرازقبلی است ،درفرازقبلی عرضه داشتیم که شماباب مبتلی به الناس هستید،خداوند بشررا ازطریق شماامتحان می کندوهرکس که بسوی شما آمدنجات پیدامی کندوهرکس هم ازشما جداشودهلاک میشود.می گوییم چرااینجوراست؟برای اینکه فقط شمابسوی خداهدایت می کنیدوبشررا کمک می کنیدبه خدانزدیک شود،این که می گوید"إِلَى اللَّهِ تَدْعُونَ " ونمی گوید، تدعون الی الله؛می خواهد بگویدفقط وفقط شماهستیدکه به سوی خداهدایت می کنید،این فرهنگی است که خدارا به معنای واقعی می فهمد وچون می فهمدبشررابسوی خدادعوت می کند.این خدایی که اکثر مردم و شایدبتوان گفت همه بشریت می فهندخدانیست(غیرخدای اهل بیت بقیه فکرخدارا دارند)دروغ نیست ولی خداهم نیست؛نمونه روشنش شیطان است ،شیطان قبول داردکه خداخلقش کرده امااین چه قبول کردنی است که حرفش رانمی شنود،این که باسجده برآدم انسش باخدابیشترمیشود را قبول نمی کند ومی گویدمن بهتراز آدمم،رازش این است که شیطان خدای محمدوآل محمد(ص)راقبول ندارد ؛یک خدایی که خالق است رامی شناسد.اصلاً دراین بحث علت ومعلول نداریم(این عالم معلول است پس علت می خواهدوخداعلتش است)اینهادرسیره اهل بیت نیست،نه اینکه دروغ است،خدایی که فقط علت است ،خدانیست.خدا آن است که دردعای جوشن کبیرمی خوانیم ،خدایی که حی است،قیوم است، سمیع وبصیراست و... . این نوری است که تمام عالم راگرفته است. خوب معلوم است این خدا درقلب اهل بیت است وحقیقتاً این خدارادارندوحال اگرکسی بخواهدواقعاً به خدابرسدبایدازطریق اهل بیت برسد.خدای اهل بیت خدایی است حضوری وجودی،حی و قیوم است نه خدای فکری.شمادردرس ومدرسه خدای فکری رااثبات می کنیدو اشکالی هم نداردامااین خدا خدایی نیست که به قلب پیامبرتجلی کرده باشدونورشده باشد

و " وَ عَلَيْهِ تَدُلُّونَ " ،نه تنهابشررابسوی خدادعوت می کنید،بعدازآن دست مردم رامی گیریدوبسوی آن خدامی برید؛خدای واقعی که نوراست وقلب راجذب می کندرانشان می دهیدوآدم رابه طرفش می خوانید.تدلون یعنی دلالت،راهنمایی کردن،یعنی دست آدم رامی گیرید تاانسانهاآرام آرام  بسوی آن خدابروند. حال یکی ازبهترین شکل دلالت این است که شخصیتاً راه خدا باشد؛ این ازعجایب اهل بیت ماست ،اینکه حرکات ،سکنات ،گفتاروعمل اهل بیت یک طوری است که آدم درآن خداراپیدامی کند. می خواهدازطریق این دعامارابه این شعوربرساندکه چشمت رابازکن این حرکات وسکنات ،اینهاجلوه حقند،ازاین طریق آدم می تواندبه خدابرسد.تاامام حی وحاضردرسیره وعمل و زندگی نیایدآدم خداراپیدانمی کند،این یکی ازبهره های اساسی درعرفان است وانصافاً هم بسیارمهم است .مااگرمی توانستیم ازطریق این دعاها چشممان رابازمی کردیم و در شخصیت اهل بیت ، آینه نمایش حق را می دیدیم، آن وقت کاردرست می شد.

 " وَ بِهِ تُؤْمِنُونَ "شمابه خدامؤمن می شوید،یعنی چه؟نگفت شماایمان داشتید!ایمان که داشتید،یعنی چه که بعدازاینکه مردم رابه خدادعوت کردید ودستشان را برای هدایت گرفتید ، حال به آن خدای حی ایمان می آورید.مثال ساده تر:حضرت امام (ره)مگر در ذیل نور اهل البیت این کاررانکردند ؛ اولاً مردم رابه خداخواندند وبعدنشان دادندکه خداییند(هرکاری باایشان کردند،تبعیدشان کردندو...) ؛درکارشان ثابت بودند،بعدهم که رهبرایران شدندبرایشان این چیزهامطرح نبود، فقط خدامطرح بود،بسیاری ایمانشان به خدا ازطریق حضرت امام ایمان حقیقی شد.حال بعدازاینکه حضرت امام این دوکارراکردند،این خدا مدام آمددرصحنه .اگرامام اینطور درمیدان نیامده بود، طبس بوجودنمی آمد. آن نوری که خدادرطبس نشان داداین ایمان بعدازایمان بود.مادرجنگ به جلوه ای ازخداایمان آوردیم که قبلاً درقلبمان فقط بودکه خدامی فرمایندمن مدافع آنهایم که ایمان آوردند.مقام معظم رهبری درکرمانشاه خیلی تلاش کردندکه همین رابگویندکه ای جوان ها شماوقتی آمدیددرمیدان منتظرباشیدالطاف خاصه به شمامی رسد.این همین است نمونه کاملش اهل بیتند؛چراامام حسین هرچه به عصرعاشورانزدیک می شدندامیدوارترمی شدند؟حضرت که می دانستندشهیدمی شوندوشب قبل هم که گفته بودندهمه شهیدمی شوندپس امیدواری برای این است که می خواهدخدایی خاص راتجربه کند،خدایی که حسین شهیدتکه تکه شده را قهرمان تاریخ می کند. امروزهرکه هرچه در حیات فعال دارد ،به امیدحسین دارد. در سالهای اخیر بنزین راتحریم کردند همه ترسیدند،حالاچه کسی باورش می شدکه ایران نه تنهابنزین نخواهدبلکه طوری شودکه صادرهم بکنیم ،معجزه بود!این یعنی خدادرصحنه است،حضرت آقافرمودند:پابایستید(دشمنها)خداهم پای ایستاده است؛ این معنی اش همین است که حسین این طورآمددرمیدان که حساب کرداگر این بدن بماند،نمی توانددنیای امویان را زیر و رو کند ،بادادن این بدن می تواندتحولات جهانی درست کند .درآخرین جملات وقتی صورت مبارکشان راروی خاک قتلگاه می گذارندمی گویندخدایامابه تواطمینان داریم .درقتلگاه این نیایشی عجیب ومعجزه است ،الّا اینکه مابفهمیم اینهابعدازاینکه بشررابه خدادعوت می کنندوخودشان شخصی می شوندکه نمایش حقند،شاهدخاص انداز انوار الهی وبه آن جلوه همواره بعدازایمان ایمان می آورند.حضرت حق گاهی به اسم جلال می آیدویک ایمان به قلب مؤمن می آوردوگاهی به اسم جمال می آید،ایمان بعدازایمان می آورد.روایتی داریم ازمعصوم که می فرمایند:ماایمانمان همواره تازه می شودایمانی که نورعلی نوراست به قول حضرت جوادی آملی ازیک اسم وصفت به اسم وصفت می رسند. ائمه که قلبشان بین خدا وبی خدایی نیست ،بلکه بین نوری ازاسم الهی به نوری ازاسم الهی سیرمی کند .

" وَ لَهُ تُسَلِّمُونَ " وتماماً تسلیم اومی شوید.معلوم است وقتی انسان توانست تماماً به تمام ابعادبه خداایمان آوردبه تمام ابعادهم تسلیم حضرت حق می شود،چون اینهاانسان کامل اند،انسان کامل درشدت تسلیم اند.خودشان اینجورترسیم می کنندومی فرمایند:اسلام این است که ماکاملاً تسلیم هرچه که خدامی گویدباشیم،یقین این است که آن چه راکه بایدبکنی، بکنی. ادامه روایت می فرمایند:مؤمن دینش راازپروردگارش می گیردنه ازنظرخودش فکرکند،(فکرراداده اندکه ازدین حکم رابگیری)،ای مردم دین شما،دین شماست به او تمسک کنیدبسوی هیچکس نلغزیدبخاطراینکه خداونداست که می تواندحتی خطاهای شماراجبران کند.چیزعجیبی است که یک نقشی که دردینداری هست این است که خطاهایتان راهم جبران می کندتابتوانید حیات خودتان را بازخوانی کنید.

" وَ بِأَمْرِهِ تَعْمَلُونَ " ای اهل بیت شمادراوج تسلیم حالافقط به دستورخداعمل می کنید.ماآمدیم که این عقیده رادرمحضرشمابگوییم تاارتباط برقرارشود.وقتی ائمه وجودشان درقبضه حق قرارگرفت خداوندهرکاری راکه بخواهدعمل کندازطریق اینهاعمل می کند،رازاینکه می گوییم(بامره تعملون)یعنی خداامرمی کندوشماعمل می کنیدپس مادرحرکات وسکنات شمااراده خدارامی بینیم. امام صادق(ع)می فرمایند:قلب ماظرف اراده خداست؛پس هرچه دراین عالم واقع شودبه اشاره امام واقع می شود.چون امام محض تسلیم است پس تماماً به امرالهی کارهایشان راانجام می دهند،پس تمام عالم راکه واسطه فیض گرفته است ،پس هر چه در عالم واقع میشودبه اذن امام است . عرفای بزرگ وفقیهان براساس همین دعاهاوتدبردرحرکات وسکنات ورفتارائمه کتاب می نویسندوفتوامیدهند،کسی هم که می گویدمن ازامامان تبعیت می کنم وکاری به عرفان وفقیهان وحکم حاکم ندارم متوجه نیست که کاراینهاهم تدبردررفتارائمه است.

" وَ إِلَى سَبِيلِهِ تُرْشِدُونَ " می گوییددرهمین راستای اینکه همه حرکاتتان الهی است، شمامردم رابسوی حق ارشادمی کنید.ارشادیک لغت خاص است یعنی کسی رابه صلاحش دعوت کردن)یعنی افرادرا آنطورکه صلاحشان است بسوی حق راهنمایی می کنید.

" وَ بِقَوْلِهِ تَحْكُمُونَ " شمابه قول خدافرمان میدهیدیعنی براساس علمی که داریدکه خداچه می گوید براساس همان به مادستورمیدهیدوبه ماتوصیه می کنیدوبه ماراه صلاحمان رانشان می دهید. پس درواقع داریم دراین فرازمی گوییم ، اینکه شمااین قدرخوب تکلیف بشرراروشن می کنیدبرای این است که باآن تسلیم محض وآن فعلی که درقبضه الهی است،حالابه آن دستورمی دهید،یعنی دستور شما دستور خداست.

ای اهل بیت شماازسخن خدامی گوییدوفرمان میدهیدیعنی جانتان سخن خدامیشود،وقتی قلبتان حکم خدامیشودودرواقع وقتی حکم خدارامی گوییددرواقع شماتجلی می کنید.درآیه 105 سوره نساء آمده که می گوید:ای پیغمبر،مااین قرآن رابرتونازل کردیم تابین مردم حکم کنی وراهنمایی کنی به آن چیزی که نشان دادیم (نه به آن چیزی که به توگفتیم)عجب!پس این یک چیزی است که نشانشان دادندحقایقی است که به قلبشان تابیده است(رویت قلبی)شمادیده ایدوقتی به زیارت امام رضا(ع)می رویددلتان میخواهدحلال وحرام رارعایت کنید،اینهانشان دادن شریعت است،این رویتی که درزیارت به مامیدهندبه جهتی است که به خودشان نشان داده اند.یکی ازعرفامی گوید:حقیقت تسلیمی که اهل بیت دارند بشناسیدتاازهمان جنس ارتباط باآنهاپیداکنید،حقیقت تسلیم این است که هرگونه منیت وخواست خوددریادخدانفی شود.

والسلام